جمله سنگينيه ولي واقعيت داره : انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند.
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 13:24 توسط Dr.navid
|
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد.
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:19 توسط Dr.navid
|
عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 10:5 توسط Dr.navid
|
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص.
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 10:5 توسط Dr.navid
|
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:8 توسط Dr.navid
|
حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:29 توسط Dr.navid
|
ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم.... گوش کن ..تالاپ..تولوپ
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:26 توسط Dr.navid
|
جلوي من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت بيام. پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو خوبي باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:25 توسط Dr.navid
|
سکوت فرياد هزاران درد است در وسعت بي انتهاي نگفته ها و تو بي انتها ترين فريادي که در سکوت من نشسته اي
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:25 توسط Dr.navid
|
عمريه ساكت و غمگين توي تنهايي نشستم بغض سرد و بي صدامو تو چشاي تو شكستم طعم تلخ گريه ها مو كسي اينجا نميدونه چه غريبه توي دنيا لحظه هاي عاشقونه به هواي چشم خيسم ديگه ابري نمي باره تو شباي خالي من نميخنده يه ستاره جاده از تو گذشتن پيش رومه تا هميشه تو نموندي تا ببيني آخر قصه چي ميشد سايه اي خسته تر از شب و تو با پاي پياده اخر قصه همينه من و تنهايي و جاده
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:35 توسط Dr.navid
|
نمی گویم فراموشم مكن هرگز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را كه می دانی نخواهی رفت از یادش.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:35 توسط Dr.navid
|
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد مرا ازتو تورا ازمن جداکرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:32 توسط Dr.navid
|
مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:31 توسط Dr.navid
|
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــرنگــــاه کنيم.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:31 توسط Dr.navid
|
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:31 توسط Dr.navid
|
كتاب خوندم سيگار بده ديگه سيگار نكشيدم. تو كتاب خوندم مشروب بده ديگه مشروب نخوردم.تو كتاب خوندم دروغ بده ديگه دروغ نگفتم. تو كتاب خوندم عشق بده ديگه كتاب نخوندم.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 13:50 توسط Dr.navid
|
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو/ روزي که دلت به ديگري مايل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو .
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 13:49 توسط Dr.navid
|
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 13:49 توسط Dr.navid
|
يادمان باشد: 1_بيشتر شکست ها نتيجه ي تلاش هاي رها شده در نيمه ي راه است. 2_به هر کاري اراده کنيم تواناييم اگر آن راآنگونه که سزاوار است پيگير آن باشيم. 3_زيبايي کار همواره رفتن به سوي هدف است نه رسيدن به آن وتمام شدن آن. 4_موفقيت وقتي به دست مي آيد که عمل با ادعا همراه باشد.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 11:10 توسط Dr.navid
|
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه عمر من است.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:47 توسط Dr.navid
|
تو میری و من فقط نگاهت میکنم , تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر فرصت برای گریه كردن دارم اما برای تماشای تو همین یگ لحظه باقیه.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:47 توسط Dr.navid
|
اگر كسي يكبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه اوست . اگر كسي دوبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه توست.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:46 توسط Dr.navid
|
اگر كسي يكبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه اوست . اگر كسي دوبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه توست.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:46 توسط Dr.navid
|
جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره .
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:46 توسط Dr.navid
|
چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره .
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:45 توسط Dr.navid
|
درجلسه امتحان عشق....... من ماندم ویک برگه سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی ویک بغل تنهائی ودلتنگی درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود دراین سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند وبرگه سفیدم .....! عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد عشق تونوشتنی نیست ! باتو ............ دربرگه ام کناره آن قطره اشک یک قلب میکشم وقت تمام است برگه ها بالا.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:43 توسط Dr.navid
|
ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست پس ساده میگویم تا ابد دوستت دارم.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:42 توسط Dr.navid
|
روي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم و زنداني ها رو اذيت ميکنم تا مجبور بشي منو بندازي توي انفرادي قلبت .
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:18 توسط Dr.navid
|
در خلوت من نگاه سبزت جاريست اين قسمت بي تو بودنم اجباريست افسوس كه نميشود كنارت باشم بي تو هر ثانيه و لحظه من تكراريست.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:17 توسط Dr.navid
|
زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من .
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:17 توسط Dr.navid
|